ستاد هماهنگی فعایتهای مهدوی

نقد و بررسی نظریه «تبیین فلسفه غیبت با رویکرد تاریخی بشر»با حضور رییس مرکز تخصصی مهدویت

1395/09/21

 

به گزارش روابط عمومی مرکز تخصصی مهدویت، حجت الاسلام بهروزی لک در نشست علمی تبیین فلسفه غیبت با رویکرد تاریخی بشر که در سالن همایش های غدیر برگزار شد، به طرح مساله پرداخت و اظهار کرد: مسأله این است که چرا امامی که باید در عرصه سیاسی و اجتماعی جامعه ظاهر بوده باشد، غیبت دارد و چرا به رغم اینکه امت های گذشته نسبت به ما وضع بدتری داشتند چنین ابتلایی ندارند، اما ما مبتلا به غیبت هستیم؟

او گفت: مراد از غیبت عدم حضور امام نیست بلکه امام از باب قاعده ضرورت وجود حجت بر روی زمین هم وجود دارد و هم از نظر عقلی حضور دارد لذا آنچه در غیبت مطرح است عدم ظهور امام است.

این پژوهشگر مهدویت این سوال را مطرح نمود که چرا خداوند با تکمیل و اکمال دین خود ۲۵۰ سال جامعه را همراه با امام گذاشت اما پس از آن ضرورتی برای ظهور امام نبود و ما مبتلا به غیبت شدیم.

بهروزی لک عنوان کرد: نکته دوم مسأله تکامل است، حالتی برای بشر که ظرفیت ها و قوه هایی که در او وجود دارد به فعلیت نمی رسد و بشر نسبت به سابق خود دستاوردهایی دارد که در آن زمان وجود نداشته است.

او افزود: گاهی تکامل می تواند خطی و گاهی همراه با فراز و فرودهایی باشد اما در کل ما می توانیم رو به جلو حرکت کنیم و مسیر تاریخ نیز رو به جلو است.

این پژوهشگر حوزه مهدویت ادامه داد: آنچه که در اسلام محقق شده منظور از تکامل به معنای تمام دین است. اما مراد از اکمال دین چیست؟ آنچه از تفحص در آیات برمی آید اینکه در روز غدیر اکمال دین ابلاغ شده است یعنی دین کامل به بشر و نمایندگان بشر عرضه شد و دیگر نیازی به ارائه دین جدید یا تجدید دین نیست.

بهروزی لک گفت: وقتی کمال ابلاغی اتفاق افتاد نیازی به رسول نیست اما این صحبت وجود دارد که بعد از کمال ابلاغی ۲۵۰ سال امام معصوم آمدند و رفتند.

او ادامه داد: از نظر من در جامعه موعود کف کمال محقق خواهد شد و گناه و معصیت سازمان یافته عملا امکان ظهور پیدا نخواهد کرد بلکه انسان ها به کف صلاح و فلاح خواهند رسید.

این پژوهشگر حوزه مهدویت اینگونه ادامه داد که بین کمال ابلاغی و تحقق کمال دو حالت وجود دارد یا همراه با ظهور امام و یا عدم ظهور امام.

بهروزی لک با بیان اینکه هشت دلیل برای غیبت بیان شده است از قبیل خوف از جان، جنگ امت های پیشین و تمحیص گفت: اگر امامان معصوم در مقام برهان بودند چرا تکثیر دلیل کردند؟ آنچه از روایات برمی آید این است که ائمه معصومین به فراخور مخاطب سخنانی فرمودند که اقناع آن فرد باشد و لذا من بر این عقیده هستم که آنچه ما ارائه می کنیم مخالف فرمایش معصومین نیست.

او در بخش دیگری از سخنان خود به عدم برهانی بودن دلایل غیبت اشاره کرد و با اشاره به حدیثی از امام صادق (ع) که از ایشان سوال کرده بودند که چرا این موعود مدتی غایب خواهد بود، بیان داشت: راوی حدیث می گوید امام صادق (ع) ترس از جان را دلیل غیبت بیان کردند. البته من بر این باور هستم که صرف ترس از جان نمی تواند دلیل باشد بلکه باید کمکی کنار این مسأله وجود داشته باشد لذا برای دلایل ترس از جان یا امتحان مردم می توان مناقشاتی را مطرح کرد.

این پژوهشگر حوزه مهدویت اظهار داشت: خداوند بر اساس یک سیر تکاملی بشر را از سه عصر مختلف گذرانده است، اولین حالتی که بر بشر رفته امت واحده بوده که از زمان آدم (ع) تا حضرت نوح(ع) ادامه داشته است، بعد از این دوره، دوره انبیای صاحب شریعت است که آخرین دین شریعت یعنی اسلام است.

بهروزی لک با بیان اینکه برای معصومین در نهاد امامت چهار کارکرد اصلی را می توان مطرح ساخت، گفت: حجت خدا روی زمین، تعلیم و تفسیر دین، ارائه الگوی عملی از انسان کامل در بین مردم و زمینه سازی حکومت بر مردم سه کارکرد اصلی ائمه (ع) می باشد.

او در عین حال تصریح کرد: امامان ما از ۲۵۰ سالی که در بین مردم بودند تنها چند سال و چند ماه بیشتر به حکومت نرسیدند آیا این می تواند ضرورت ظهور امام را به ما نشان دهد؟ شاید گفته شود که تأسیس حکومت جهانی هدف بوده است این سخن درست است اما هدف تأسیس حکومت جهانی مربوط به این دوران نمی باشد.

این نظریه پرداز حوزه مهدویت ادامه داد: نهاد امامت به رغم شهید شدن امام ضرورت ظهور در بین مردم را به دو دلیل تعلیم دینی و ارائه الگو داشته است. گو اینکه امامان معصوم (ع) ۲۵۰ سال می بایست دست بشر را گرفته و او را راهبری می کردند.

بهروزی لک ادامه داد: بر اساس تکامل تاریخی بشر اولا کمال اسلام دلیل تکامل تاریخی است و ۲۵۰ سال به رغم سخت ترین شرایط معصومین ایستادند اما یک دوره خودگردانی برای بشر بر اساس کتاب و تعالیم را داریم.

او با بیان این مطلب که دوران غیبت دوران سرخوردگی نیست، بلکه دوران رشد بشر است، گفت: نگاه ما به غیبت به جای منفی صرف باید مثبت شود؛ فلسفه غیبت قابل توجیه عقلی است پس می توانیم از نظریه فلسفه غیبت بر اساس تکامل تاریخی بشر یاد کنیم.

 

کلباسی: بحث تکامل تاریخی بشر قابل اثبات نیست

در ادامه، حجت الاسلام والمسلمین مجتبی کلباسی، رئیس مرکز تخصصی مهدویت به عنوان ناقد اول این نظریه گفت: در اینکه فلسفه هایی برای غیبت به اقتضاء ظرفیت مخاطب گفته شده بحثی نیست چنانکه در موارد دیگر نیز معصومین به سوالات مخاطبان در خور فهم آنها پاسخ می دادند لذا گاهی به سوالات مشابه پاسخ های متنوعی داده شده است.

او ادامه داد: در برقراری ارتباط بین فلسفه غیبت و تکامل ابتدا باید منظور از تکامل را بدانیم و بعد تکامل چه به صورت خطی و چه به صورت زیگزاگی را مورد بررسی قرار دهیم و در مجموع به این مسأله برسیم که منحنی تکامل بشر رو به ارتقاء است یا خیر؟

رئیس مرکز تخصصی مهدویت با بیان این که بحث غیبت مرتبط با نصوص است این سو ال را مطرح ساخت که غیبت با کدام اصل و قاعده قابل اثبات است و بیان کرد: امروز بشر از نظر علم و فناوری تکامل یافته است اما آیا مفاسدش کمتر شده است؟ ما چه زمانی را داریم که در یک جنگ میلیون ها انسان کشته شده است؟ کی فسادی به اندازه امروز داشته ایم؟ بحث دیگر این است که اگر تکامل بشر را بپذیریم آیا در زمان ظهور امام تاریخ به عقب بازمی گردد؟

او پاسخ داد: این نظریه در عین حال که قابل تقدیر است اما نمی تواند مبین این موارد باشد. گذشته از اینکه بحث تکامل تاریخی و اینکه آیا واقعا این اتفاق افتاده و بشر به تکامل رسیده است یا خیر را نمی توان اثبات نمود.

کلباسی عنوان کرد: برخی آیات قرآن کریم خلاف این تکامل را بیان می کنند و گاهی می فرماید اقوام گذشته بودند که زمین را دگرگون کردند و مایه عمران و آبادانی زمین شدند لذا وقتی آیات قرآن را می نگریم می بینیم که بحث تکامل با برخی آیات قرآن تطابق ندارد.

بهروزی لک: آیه ۳ سوره مائده دلیلی بر تکامل بشر در عصر غیبت است

حجت الاسلام غلامرضا بهروزی لک در پاسخ به نقد حجت الاسلام کلباسی گفت: قبلا تکامل بشر نبوده و دین لازم بوده است و الان تکامل بشر هست و دین لازم نیست. دومین دلیل برای این نظریه آیه ۳ سوره مائده است. چرا خداوند دین خاتم را به ابراهیم نداد؟ تعالیم مطرح شده در شریعت اسلامی تا آخر دنیا برای بشریت کامل است یعنی دین عیسی و شریعت موسی این ظرفیت را برای بشر نداشته است بنابراین بشر به بلوغی رسیده که می تواند کتاب هدایت را یک جا دریافت کند و این تفسیر ما از خاتمیت است.

او این سوال را مطرح کرد که آیا در آستانه ظهور بشر در بدترین شرایط قرار دارد و پاسخ داد که این درست نیست بلکه دنیا با آمادگی که پیدا می کند در حال پوست انداختن قرار می گیرد. درست است که بشر گناه می کند اما دارای فهم و شعوری به مراتب بالاتر است و این گسترش ظلم می آید و بشریت را بیدار می کند.

 

الهی نژاد: کوتاهی مردم عامل ایجاد نهاد غیبت است

حجت الاسلام والمسلمین حسین الهی نژاد، رئیس پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی به عنوان ناقد دوم این نظریه گفت: معمولا برخی پژوهشگران سه گزینه فلسفه غیبت، حکمت غیبت و دلایل غیبت را با یکدیگر خلط می کنند در حالی که فلسفه غیبت علت فاعلی، حکمت غیبت علت غایی و دلیل غیبت ملاک و مدارک غیبت است.

او کوتاهی مردم را عامل ایجاد غیبت دانست و به روایات مختلفی استناد کرد.

رئیس پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی معتقد است: ارائه دهنده این نظریه بین فلسفه و علت غیبت خلط کرده است، اگر علت غیبت را در نظر بگیریم مذمت دارد و اگر حکمت غیبت را در نظر بگیریم جای تشویق دارد، همچنین اگر علت غیبت را در نظر بگیریم به این می رسیم که خواست خدا نیست اما اگر حکمت غیبت را در نظر بگیریم به این می رسیم که خواست الهی است.

الهی نژاد در ادامه با بیان اینکه این نظریه مطرح شده دارای سه پایه اکمال ابلاغی دین، کمال تعلیمی و اظهار و تحقق دین است، عنوان کرد: اولین گزینه (اکمال ابلاغی) رسالت، دومین گزینه (اکمال تعلیمی) امامت و سومین گزینه (اظهار و تحقق دین) مهدویت را تبیین می کند.

او افزود: میان اکمال ابلاغی و کمال تعلیمی دین فاصله ای نیست اما بین کمال تعلیمی و اظهار و تحقق دین فاصله ایجاد شده است که صاحب نظریه ارائه شده این فاصله را به دلیل تکامل مردم می داند، اما من بر اساس روایات معتقدم که فاصله ایجاد شده بین کمال تعلیمی و اظهار تحقق دین به خاطر رشد مردم و غیبت است.

رئیس پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی تصریح کرد: تا زمانی که مردم از کوتاهی ها فاصله نگیرند و به تکامل نرسند امام در پرده غیبت خواهد ماند.

الهی نژاد تأکید کرد: اصل نظریه ارائه شده خوب است اما خلط بین حکمت و فلسفه غیبت کل این مباحث را دگرگون می سازد.

 

بهروزی لک: انتقاد آقای الهی نژاد را قبول ندارم

غلامرضا بهروزی لک در پاسخ به این انتقاد گفت: انتقاد آقای الهی نژاد را قبول ندارم چراکه مسأله مورد بحث ما علت پیدایش غیبت است.

الهی نژاد در مقام پاسخ گفت: کوتاهی مردم از این باب که امام دوازدهم آخرین حجت است و باید پس پرده غیبت برود، مطرح می شود.

او ادامه داد: تا سال ۲۶۰ اکمال تعلیمی دین نسبت به مردم تمام شده بود و دیگر ضرورت وجود امام به سبب کوتاهی مردم وجود ندارد.

رئیس پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی گفت: روایاتی است که عدد امام را مأثور می کنند مثلا خداوند برای قوم موسی ۱۲ نغیب، برای جانشینان عیسی ۱۲ حواری و برای جانشین حضرت محمد (ص) ۱۲ امام مشخص کرده است. فلسفه این عدد ۱۲ هنوز برای مردم مشخص نیست.

کلباسی: نظریه باید خود را در کلیت تاریخ نشان دهد

حجت الاسلام والمسلمین کلباسی در جمع بندی این نشست گفت: حجت الاسلام بهروزی لک بین غیبت و تکامل تاریخی ارتباط برقرار می کند و دیگر ظهور امام ضرورت ندارد البته امامت سر جای خود است اما شخص امام ظهور ندارد.
او ادامه داد: این نظریه مبتنی بر اثبات تکامل تاریخی است یا به وسیله عقل یا به وسیله نقل یا به وسیله حس. این مسأله تا اثبات نشود نمی توان آن را تصور نمود. مرحله بعد پاسخگویی به نقدهایی است که به این نظریه وارد می شود.

رئیس مرکز تخصصی مهدویت یادآور شد: نظریه آن است که در کلیت تاریخ خود را نشان داده و جایگاه خود را در تاریخ داشته باشد.

کلباسی تأکید کرد: ما از این نظریه استقبال می کنیم اما لازم است که این نظریه به صورت مکتوب ارائه شود تا بتوان به صورت مکتوب در مورد آن اظهارنظر داشت و زمینه تکامل بحث فراهم شود.

دفتر مرکزی