ستاد هماهنگی فعایتهای مهدوی

«دفاع از حرم» مسیر تمدن نوین اسلامی را هموار كرد/نیازمند بازتعریف انتظار هستیم

1396/06/04

حجت الاسلام والمسلمین عرفان گفت: انتظار نه به عنوان عاملی برای خاموش ساختن نفس سركش اجتماع، بلكه باید در جهت دگرگونی وضعیت موجود تبیین شود. اگر باور ما بر این است كه تمدن بزرگ آخرالزمانی، زمینه ساز ظهور است باید با تأكید بر تكاپو به آینده ای روشن امیدوار باشیم.


به گزارش روابط عمومی مركز تخصصی مهدویت به نقل از شبستان، تبیین شاخصه های تحقق تمدن نوین اسلامی در عصر غیبت و بررسی و چارچوب شناسی صحیح حركت به سمت و سوی تمدن غایی اسلامی و مهدوی ذیل مناسبات دینی، فرصتی را فراهم آورد تا با حجت الاسلام والمسلمین دكتر امیرمحسن عرفان، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمی مركز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم گفت وگویی ترتیب دهیم كه قسمت دوم و پایانی آن را در ادامه می خوانید:


گسترش فرهنگ مهدوی، در گستره بین المللی با چه  موانع و تضاد هایی مواجه است؟

در پاسخ به این سؤال می بایست به این مهم اشاره داشته باشیم كه پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در حقیقت منجر به بازنمایی جریانات فكری در رویكرد به مقؤله انتظار شد؛ به عبارت دیگر، اشغال فلسطین و شكلگیری رژیم اشغالگر اسرائیل در فلسطین مظلوم، بر اساس ایدئولوژی های آخرالزمانی بود. تئودور هرتسل، بنیانگذار جنبش صهیونیسم معتقد بود باید فلسطین اشغال شود برای اینكه زمینه ظهور مسیحا یا مشیح فراهم شود و ما نظاره گر جنگ آخرالزمانی آرماگدون، در كنار تپه صهیون و در بیت المقدس باشیم.

منطقه آرماگدون در غربِ رود اردن و در میان الجلیل و السامره در دشت یزرعین قرار دارد؛ جایی كه حتی ناپلئون بناپارت نیز روزگاری درباره آن گفته بود كه در آن بزرگترین نبرد جهان رخ خواهد داد.

انقلاب اسلامی ایران كه در سال 1979 میلادی به وقوع پیوست، با نگاه آخرالزمانی حضرت امام خمینی(ره) شكل گرفت. انقلاب اسلامی ایران، به تعبیری، زمینه سازی بود برای رسیدن به عصر ظهور؛ و انتظاردر باور حضرت امام(ره)، یك راهبرد كلان معرفتی، ارزشی و تمدنی در مسیر نیل به عصر ظهور و امامت حضرت حجت(عج) تعریف می شد.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در حقیقت، ظهور رویكرد تمدنی و اندیشه ای مهدوی بود و این نهضت عظیم، عمق ایدئولوژیِ درگیری های سیاسی در آخرالزمان را به منصه ظهور و بروز رسانید.


هم اكنون در گستره بین المللی، تقابل نهایی جبهه حق و باطل به خوبی مشاهده می شود؛ این امر به این خاطر است كه از نظرگاه فیلسوفان بزرگ نظریه پردازی در تاریخ اسلام، محرك تاریخ، در درگیری جبهه حق و باطل نهفته است. نهایت این ستیز تاریخی، با پیروزی غایی حضرت مهدی(عج) همراه خواهد بود. هم اكنون تحولات منطقه و در عرصه بین المللی، عمق گفتمان انتظار منجی را، دوچندان كرده است. هم اینك مشاهده می نمایید كه رقبای دینی مسلمانان، مانند مسیحیان و یهودیان، می خواهند مضامین آخرالزمانی را در گفت وگوهای خود جای دهند و در درون اتاق های فكرشان و در درون برنامه های استراتژیكشان، می خواهند گفتمان های آخرالزمانی را ارزش گذاری كنند.

این اتفاقی است كه هم اكنون در عرصه بین الملل در حال وقوع است. در همین حال می بینید كه انقلاب اسلامی با تفسیری دقیق تر از بنیادهای ارزشی مهدوی در ایران اسلامی در جریان است،. در حال حاضر، تقابل دو رویكرد تمدن گرایان مسلمان را با رویكرد جنبش صهیونیسم یهودی و مسیحی نظاره گر هستیم. تمدن گرایان مسلمان در رویكردشان نسبت به آموزه های مهدوی، اولاً؛ قائل هستند به پذیرش حكومت دینی در عصر غیبت امام عصر(عج) و همچنین به ضرورت تأسیس نهادهای مدنی برای عملیاتی كردن احكام اسلامی و نیز زمینه سازی برای رسیدن به تلألو عصر ظهور، ثانیاً این تمدن گرایان، معتقدند به، ارائه عقلانیت دینی و روش های كاربردی، برای تحقق اصول و ارزش های دینی و مهدوی در ساحت های فردی و اجتماعی.


نكته دیگر این است كه تمدن گرایان مسلمان به نگرش نظام وار تلقی جامعه و دیدگاه مجموعه نگر به مقؤله انتظار موعود قائل اند و در نهایت تمدن گرایان مسلمان، به تحقق تمدن نوین اسلامی در راستای زمینه سازی ظهور مهدی موعود(عج) قائل هستند؛ تحولات منطقه و بخصوص كشور سوریه و حضور مسلمانانی از نژادها و مذاهب گوناگون در دفاع از حرم مطهر حضرت زینب كبری(س)، در حقیقت این سنخ نگاه تمدنی را نشان می دهد.

هم اكنون در كشور سوریه و در راه دفاع از حرم اهل بیت(ع)، شهیدان از ایران، عراق، پاكستان، افغانستان و لبنان و چه از اهل تسنن و چه از اهل تشیع، دیده می شوند كه این نشان می دهد در این جبهه گیری های آخرالزمانی، جامعه و جبهه حق، به یك بلوغ اجتماعی مطلوب رسیده و در نتیجه، تمایزات مذهبی و نژادی را به كناری نهاده و در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی، در حال حركت است.

از یك سو تمدن گرایان مسلمان هستند و از سوی دیگر جنبش صهیونیسم مسیحی و یهودی كه می خواهند از درون سرزمین های اسلامی به جمع كردن افراد و همراه مبادرت كنند. مهمترین یارگیری و نفوذ آنها در نفوذ به حاكمیت قبیله ای و خودكامه آل سعود در سرزمین حجاز دیده می شود. در نگرش اسلام آمریكایی می بینید كه این رویكرد بشدت، به جنبش صهیونیسم یهودی و مسیحی نزدیك است.


ظرفیت های اساسی این جنبش های ناحق، در تحقق اهدافشان، در چه مؤلفه هایی بروز و ظهور یافته است؟

سوگمندانه می بایست بیان كنیم كه جنبش های صهیونیسم مسیحی و یهودی، از ظرفیت های بسیار كلان رسانه ای و برنامه سازی برخوردار و با ساخت فیلم ها و انیمیشن های گوناگون، درصدد بهره برداری سوء از باورهای مردم هستند. این بهره برداری سوء، درصدد غالب كردن یك نوع تفكر خاص، بر مبنای ارزش های منجی گرایانه صهیونیسم بین المللی، در جامعه جهانی است. بنده در این مقام به روایتی بسیار زیبا و دلنشین از نبی مكرم اسلام(ص) اشاره خواهم داشت كه ایشان فرمودند: «در آخرالزمان، قائم و مهدی ما(عج)، مقتدای حضرت عیسی بن مریم(ع) خواهند بود و در نماز، حضرت مسیح(ع) به مهدی موعود(عج) اقتدا خواهد كرد.»

از یك سو از جهت اقتدای حضرت مسیح(ع) به حضرت حجت(عج)، پیامبراسلام(ص) اشاره دارند به قرائت شیعی از مباحث مهدویت و اینكه لزوماً حضرت حجت(عج) می بایست امام باشند و از سویی دیگر در رویكردی آینده نگرانه، حضرت محمد(ص)، به جامعه امروزی شیعی، پیام می دهند كه هم اكنون دشمن و رغیب باورهای اسلامی در عرصه بین الملل، مهدی موعود(عج) را به مثابه آنتی كراست و ضد مسیح و دجال آخرالزمان، معرفی می نماید.

ما می بایست در عرصه جهانی، همنوایی و همگرایی بین حضرت مهدی(عج) و حضرت مسیح(ع) را تبیین و ترویج كنیم. پیام بین المللی این روایت پیامبر اكرم(ص)، در حقیقت، بر همنوایی و هم افزایی جهان مسیحیت و جهان اسلام و عالم تشیع در دوران آخرالزمان اشاره دارد؛ در حقیقت این رویكرد، ضد راهبردی است علیه مهدی ستیزان نرمی كه، مهدویت را به مثابه آنتی كراستِ ضد مسیح(ع) معرفی می كنند.


در مواجهه با فرهنگ ها و باورهای گوناگون چه راهكارهایی را برای توسعه و ترویج تفكر مهدوی در عرصه بین الملل، پیشنهاد می دهید؟

اول اینكه؛ ما به شدت نیازمند بازتعریف گفتمان انتظار هستیم. در بازتعریف گفتمان انتظار، نمی بایست انتظار، به سكوت و سكون تبیین گردد و نمی بایست تحمل ظلم و دم فروبستن از ناملایمات تشریح شود؛ نمی بایست انتظار به معنای در جا زدن برای رسیدن دستی از غیب  و كنار زدن مشكلات تعریف گردد.

انتظار نه به عنوان عاملی برای خاموش ساختن نفس سركش اجتماع، بلكه می بایست به عنوان ابزاری در جهت دگرگونی وضعیت موجود تبیین گردد. اگر باور ما بر این است كه تمدن بزرگ آخرالزمانی، زمینه ساز ظهور است و این رویداد، مقدمه ای است برای شكل گیری عصر نوین مهدوی، نمی بایست فقط به واقعیت های موجود اكتفا كنیم بلكه می بایست با تأكید بر تكاپو و جنب و جوش، به سمت و سوی حركت به سوی آینده ای روشن امیدوار و پویا باشیم.

از سویی دیگر پیشنهاد می كنم كه جایگاه هویتی گفتمان انتظار در جهان اسلام بازتبیین شود؛ اگر ما جایگاه هویتی گفتمان انتظار را بازتعریف نماییم، این امر باعث همگرایی بین ملت مسلمان در سراسر جهان خواهد شد. بلوغ اجتماعی، بزرگترین كاركرد هویتی تحقق انتظار جمعی است. انتظار اجتماعی و شاخصه های بلوغ اجتماعی، عبارت اند از: رغبت اجتماعی به معنای میل و باور قلبی مسلمانان به تحقق دولت كریمه حضرت مهدی(عج)؛ دومین شاخصه بلوغ اجتماعی، بحث شكایت اجتماعی است؛ یعنی شكوه و شكایت انسان ها به درگاه الهی به علت غیبت امام زمان(عج) و در نهایت سومین شاخصه بلوغ اجتماعی، بحث استعانت اجتماعی است. این امر به این معنا است كه، این رویكرد، باعث درخواست فتح و نصرت از جانب خداوند منان قرار گیرد. اگر بحث بلوغ اجتماعی در جامعه اسلامی محقق شود، ما قطعاً در جهت توسعه فرهنگ مهدوی در عرصه بین المللی گام برداشته ایم. این مطلب برای این است كه، گفتمان انتظار، تشابه سازی و تمایزسازی توأمان دارد. به عبارتی در سایه باورداشت اندیشه مهدویت، مهدی ستیزان و دشمنان حقیقی مهدویت در آخرالزمان، به حقیقت؛ دشمنان این فرهنگ و اندیشه شناخته خواهند شد.

بنابراین جامعه اسلامی در سایه گفتمان انتظار، به تشابه سازی و تمایزسازی توأمان در جهان اسلام دست خواهد یافت. در حقیقت در سایه گفتمان انتظار، اندیشه مهدویت، با نشان ها و اِلمان های مشترك، موجب انگیزش و بسیج اجتماعی در زمینه رسیدن به اهداف مشترك در جهان اسلام خواهد شد. آموزه های مهدوی، فهم مشترك به وجود می آورند كه این امر، موجب تقویت سرمایه های اجتماعی نیز خواهد شد.

تفكر مهدویت، تعهد و وفاداری و پایبندی به اتحاد و یكپارچگی را به دنبال خواهد داشت. تحقق همه این اصول، با عنایت و اهتمام نخبگان جامعه، امری محقق و میسور خواهد بود. طرح مطالبات فرهنگی و بازخواست از كوتاهی و بی توجهی مسئولان امور فرهنگی جهان اسلام در جهت تحقق آرمان ها و ارزش های مهدوی، از مهمترین مصادیق بارز دعوت به خیر و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منكر است. ما می بایست از مسئولان فرهنگی مطالبه داشته باشیم.

نهادینه سازی رویكرد تمدنی به آموزه های مهدوی و پیاده سازی صحیح گفتمان انتظار، از الزامات بسیار حیاتی در جامعه اسلامی است كه، متأسفانه و سوگمندانه می بایست بیان شود، در این زمینه ها، با كاستی های فراوانی در جهان اسلام مواجه هستیم.

دفتر مرکزی